داستان شاه عباس و چهار همسرش!

داستان شاه عباس و چهار همسرش!

فان خونه: شاه عباس دوم روزی درحرمخانه بادۀ زیادی خورده وبه سه نفر ازبانوان دستور داد که آنها هم بنوشند . آنها پوزش خواستند وگفتند که به زودی به حج خواهند رفت .

شاه سه بار دیگر پافشاری کرد وبه آنها گفت که باده بنوشند :بانوان به همین سخن پوزش خواستند .شاه بی درنگ فرمان داد هر سه رابستند وآتش بسیاری افروخته آنها را درآتش سوختند .

شاه عباس دوم بار دیگری درپی زیاده روی درنوشیدن باده ، به یکی ازبانوان حرم گفت که او هم باده بنوشد وآن بانو ازنوشیدن باده خودداری کرد.شاه خشمگین برخاست وبه بزرگ خواجه سرایان گفت که اورانیز مانند آن سه بانوی دیگر درآتش انداخته بسوزانند .

آغاباشی می خواست فرمان شاه را به انجام رساند اما دربرابر گریه وزاری ودرخواست های آن بانو ، دلش به رحم آمد وپیش خود گفت که شاه این بانو رادوست دارد فردا که به هوش بیاید اورا خواهد بخشید.

ازاین روی ، آن بانورا نکشت .بامداد که شاه از خواب برخاست ازآغاباشی پرسید که فرمان را انجام دادی ؟ پاسخ شنید که فرمان شاهانه را به تعویق انداختم تا شاید پادشاه اندیشۀ خودرا دگرگون سازد.

شاه بی درنگ فرمان داد آغاباشی را در آتش انداخته سوزانیدند وآن بانو را بخشید.

راز آرامش در كجاست؟

آرامش در كجاست؟

 

کشیش سوار هواپیما شد.  کنفرانسی تازه به پایان رسیده بود و او میرفت تا در کنفرانس دیگری شرکت کند؛ میرفت تا خلق خدا را هدایت کند و به سوی خدا بخواند و به رحمت الهی امیدوار سازد.  در جای خویش قرار گرفت.  اندکی گذشت، ابری آسمان را پوشانده بود، امّا زیاد جدّی به نظر نمیرسید.  مسافران شادمان بودند که سفرشان به زودی شروع خواهد شد.

هواپیما از زمین برخاست.  اندکی بعد، کمربندها را مسافران گشودند تا کمی بیاسایند.  پاسی گذشت.  همه به گفتگو مشغول؛ کشیش در دریای اندیشه غوطه‌ور که در جمع بعد چهها باید گفت و چگونه بر مردم تأثیر باید گذاشت.  ناگاه، چراغ بالای سرش روشن شد: "کمربندها را ببندید!"  همه با اکراه کمربندها را بستند؛ امّا زیاد موضوع را جدّی نگرفتند.  اندکی بعد، صدای ظریفی از بلندگو به گوش رسید، "از نوشابه دادن فعلاً معذوریم؛ طوفان در پیش است."

موجی از نگرانی به دلها راه یافت، امّا همانجا جا خوش کرد و در چهره‌ها اثری ظاهر نشد، گویی همه می‌کوشیدند خود را آرام نشان دهند. باز هم کمی گذشت و صدای ظریف دیگربار بلند شد، "با پوزش فعلاً غذا داده نمی‌شود؛ طوفان در راه است و شدّت دارد." نگرانی، چون دریایی که بادی سهمگین به آن یورش برده باشد، از درون دلها به چهره‌ها راه یافت و آثارش اندک اندک نمایان شد.

طوفان شروع شد؛ صاعقه درخشید، نعرهء رعد برخاست  و صدای موتورهای هواپیما را در غرّش خود محو و نابود ساخت؛ کشیش نیک نگریست؛ بعضی دستها به دعا برداشته شد؛ امّا سکوتی مرگبار بر تمام هواپیما سایه افکنده بود؛ طولی نکشید که هواپیما همانند چوبپنبه بر روی دریایی خروشان بالا رفت و دیگربار فرود افتاد، گویی هم‌اکنون به زمین برخورد میکند و از هم متلاشی میگردد. کشیش نیز نگران شد؛ اضطراب به جانش چنگ انداخت؛ از آن همه که برای گفتن به مردم در ذهن اندوخته بود، هیچ باقی نماند؛ گویی حبابی بود که به نوک خارک ترکیده بود؛ پنداری خود کشیش هم به آنچه که می‌خواست بگوید ایمانی نداشت.  سعی کرد اضطراب را از خود برهاند؛ امّا سودی نداشت.  همه آشفته بودند و نگران رسیدن به مقصد و از خویش پرسان که آیا از این سفر جان به سلامت به در خواهند برد.

نگاهی به دیگران انداخت؛ نبود کسی که نگران نباشد و به گونهای دست به دامن خدا نشده باشد.  ناگاه نگاهش به دخترکی افتاد خردسال؛ آرام و بیصدا نشسته بود و کتابش را می‌خواند؛ یک پایش را جمع کرده، زیر خود قرار داده بود. ابداً اضطراب در دنیای او راه نداشت؛ آرام و آسوده‌خاطر نشسته بود.  گاهی چشمانش را میبست، و سپس میگشود و دیگربار به خواندن ادامه میداد.  پاهایش را دراز کرد، اندکی خود را کش و قوس داد، گویی میخواهد خستگی سفر را از تن براند؛ دیگربار به خواندن کتاب پرداخت؛ آرامشی زیبا چهره‌اش را در خود فرو برده بود.

هواپیما زیر ضربات طوفان مبارزه میکرد، گویی طوفان مشتهای گره کردهء خود را به بدنهء هواپیما میکوفت، یا میخواست مسافران را که مشتاق زمین سفت و محکمی در زیر پای بودند، بترساند.  هواپیما را چون توپی به بالا پرتاب میکرد و دیگربار فرود میآورد.  امّا این همه در آن دخترک خردسال هیچ تأثیری نداشت، گویی در گهواره نشسته و آرام تکان میخورد و در آن آرامش بیمانند به خواندن کتابش ادامه میداد.

کشیش ابداً نمیتوانست باور کند؛ در جایی که هیچیک از بزرگسالان از امواج ترس در امان نبود، او چگونه میتوانست چنین ساکن و خاموش بماند و آرامش خویش حفظ کند.  بالاخره هواپیما از چنگ طوفان رها شد، به مقصد رسید، فرود آمد.  مسافران، گویی با فرار از هواپیما از طوفان میگریزند، شتابان هواپیما را ترک کردند، امّا کشیش همچنان بر جای خویش نشست.  او میخواست راز این آرامش را بداند.  همه رفتند؛ او ماند و دخترک.  کشیش به او نزدیک شد و از طوفان سخن گفت و هواپیما که چون توپی روی امواج حرکت می‌کرد.  سپس از آرامش او پرسید و سببش؛ سؤال کرد که چرا هراس را در دلش راهی نبود آنگاه که همه هراسان بودند.

دخترک به سادگی جواب داد، "چون پدرم خلبان بود؛ او داشت مرا به خانه میبرد؛ اطمینان داشتم که هیچ نخواهد شد و او مرا در میان این طوفان به سلامت به مقصد خواهد رساند؛ ما عازم خانه بودیم؛ پدرم مراقب بود؛ او خلبان ماهری است."  گویی آب سردی بود بر بدن کشیش؛ سخن از اطمینان گفتن و خود به آن ایمان داشتن؛

این است راز آرامش و فراغت از اضطراب!

نامه ای به یک فاحشه !

نامه ای به یک فاحشه!
______
راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! 
مگر هردو از یک تن نیست؟ 
بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان، شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین. 
(( فریدون فرخزاد ))

شما به فیس بوک معتاد هستید ؟!

شما به فیس بوک معتاد هستید ؟!

از فیس‏بوك به عنوان جانشینی برای دوستان واقعی خود استفاده نكنید، بلكه آن را به عنوان ابزاری جهت تحكیم دوستی‏های قبلی خود به كار‌گیرید.


بقیه ادامه مطالب...

ادامه نوشته

ویندوز 8 در 8 ثانیه بالا می‌آید

ویندوز 8 در 8 ثانیه بالا می‌آید

به گزارش سه نسل به نقل از وایمکس نیوز - ویندوز 8 به احتمال زیاد در سال 2012 عرضه خواهد شد اما مایکروسافت از هم اکنون در پی تبلیغات و بازاریابی برای این سامانه‌ عامل نسل آینده است.

ویندوز 8 دارای محیطی لمسی‌محور برای رایانه‌های لوحی است که با واسط رایانه‌ رومیزی همزیستی دارد. به این ترتیب مایکروسافت امیدوار است ضمن حفظ سیطره‌ دیرین خود در بازار سنتی سامانه‌های عامل به حوزه‌ رایانه‌های لوحی نیز راه یابد.

پشتیبانی از USB 3.0 و قابلیت اجرای چند سامانه‌ عامل مجازی شده در یک رایانه از جمله امکانات ویندوز 8 است.

با تمام امکانات ویندوز 8 آشنا شوید

با تمام امکانات ویندوز 8 آشنا شوید

دهمین نسخه اینترنت اکسپلورر هم قابلیت سویچ کردن بین اینترفیس مترو (مانند ویندوز فون 7) و اینترفیس قدیمی ویندوز را به راحتی به کاربر می دهد. پس مطابق میل خود می توانید از هر اینترفیسی که دوست داشتید استفاده کنید. این ها که کافی نیست. هست؟ در ادامه مطلب با ما باشید تا لیستی از مهمترین امکانات ویندوز 8 را مشاهده نمایید.
 

بقیه ادامه مطالب...

ادامه نوشته

جوانان با این اصطلاحات عشق می‌کنند، سرزنش نکنید !(بقول خودشون گیر ندید)

جوانان با این اصطلاحات عشق می‌کنند، سرزنش نکنید !

سه نسل: جوانان قشر پیشرو جامعه هستند.نمی‌توان آنها را در گذشته و حال متوقف کرد؛اگر نیاز آنها برآورده نشود،خود برای معاش، فرهنگ، تفریح و اندیشه دست به کارمی‌شوند.

شاید تا به حال این جملات را شنیده و یا از جملاتی شبیه به آنها استفاده کرده اید:


بقیه ادامه مطالب...

ادامه نوشته

مهارتهای قبل از شروع مدرسه

مهارتهای قبل از شروع مدرسه

ما به عنوان والدین باید مهارت های لازم را برای جدایی به فرزندانمان بدهیم. آن ها باید بتوانند از عهده ی کارهای خود در ساعاتی که ما در کنارشان نیستیم بر بیایند. در این مقاله به چهار مهارتی که کودک قبل از شروع سال تحصیلی باید یاد بگیرد اشاره کرده ایم.


بقیه ادامه مطالب...

ادامه نوشته

نصیحت!!!



نصیحت!!!

توی کافه‌ی فرودگاه یکی بود که پشت سر هم سیگار می‌کشید؛ یکی دیگه رفت جلو گفت:

- بب…خشید آقا! شما روزی چند تا سیگار می‌کشین؟


- منظور؟


- منظور اینکه اگه پول این سیگارا رو جمع می‌کردین، به اضافه‌ی پولی که به خاطر این لامصب خرج دوا و دکتر می‌کنین، الان اون هواپیمایی که اونجاست مال شما بود!


- تو سیگار می‌کشی؟


......…………- نه!


- هواپیما داری؟


- نه!


- به هر حال مرسی بابت نصیحتت؛ ضمناً اون هواپیما که نشون دادی مال منه

نکاتی که دندانپزشکان به شما نمی‌گویند

نکاتی که دندانپزشکان به شما نمی‌گویند



     وقتی خسته‌اید، رفتن به دندان‌پزشکی را فراموش کنید

هیچ‌گاه در زمان بحران‌های جسمی، روحی و حتی خستگی زیاد به دندانپزشکی نروید. اینگونه مسائل می‌تواند با کاهش آستانه تحریک‌پذیری، منجر به افزایش احساس درد شده و در نهایت نارضایتی شما را از روند درمان در پی داشته باشد.

بقیه ادامه مطالب...             

ادامه نوشته

راه‌هايی برای داشتن بدنی خوشبو

راه‌هايی برای داشتن بدنی خوشبو

سه نسل (3NASL.COM) : تا حالا عرق از سر، صورت و دست‌تان چكيده است؟ آن‌قدر كه كلافه شده‌ايد و حتي گاهي نيز در مقابل ديگران خجالت هم كشيده‌ايد؟ احتمالا بسياري از ما در فصل تابستان اين مورد را تجربه كرده‌ايم. تعريق زياد، ناراحتي شايعي است كه در بسياري از افراد معمولي هم ديده مي‌شود، تنها بعضي از افراد بيشتر از ديگران عرق مي‌كنند و بعضي‌ها غدد عرق‌ شان با كمترين تحريك، فعال مي‌‌شود. چنين تعريقي بيشتر در جوانان و افراد ميانسال ديده مي‌شود، در واقع وقتي دماي بدن افزايش مي‌يابد، اين عرق كردن نوعي مكانيسم دفاعي بدن است، بنابراين اينگونه جا افتاده‌است كه تعريق بيشتر در فصول گرم است اما بعضي از افراد حتي در فصول سرد سال نيز تعريق زيادي دارند. دكتر اميرهوشنگ احساني، متخصص پوست و مو هر آنچه لازم است درباره تعريق و راه‌هاي درمان آن بدانيد در اين مطلب به شما مي‌گويد.

عرق بدن انسان بو ندارد و   بقیه ادامه مطالب...

ادامه نوشته

نامه زیبا،شورانگیزترین و تاریخی چارلی چاپلین به دخترش ژرالدین

 

چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست. او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونا اونیل ازدواج کرد و از او صاحب هفت یا هشت طفل شد، ولی فقط یکی از اطفالش، که ژرالدین نام دارد استعداد بازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالیست که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقاً او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب میکنند.

چند سال پیش وقتی ژرالدین تازه میخواست وارد عالم هنر شود، چارلی برای او نامه يی نوشت که در شمار زیباترین و شورانگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده يی را به تفکر وادار میکند.

بقیه ادامه مطالب...

ادامه نوشته

میدونستید که...؟

۱)یک سوسک حمام می تواند ۹ روز بدون سر زندگی کند تا اینکه از گرسنگی بمیرد.

۲)یک کوروکودیل نمی تواند زبانش را بیرون در بیاورد.

۳)حلزون میتواند سه سال بخوابد.

۴)به طور طبیعی مردم از عنکبوت بیشتر میترسند تا مرگ.

۵)ملت آمریکا به طور میانگین روزانه ۷۳۰۰۰ متر مربع پیتزا می خورند.

۶)چشمهای شترمرغ از مغزش بزرگتر است.

۷)کوبیدن سر به دیوار ۱۵۰ کالری در ساعت مصرف می کند.

۸)در ۴۰۰۰ سال گذشته هیچ حیوانی رام نشده است.

۹)هیچ وقت نمی توانی با چشمان باز عطسه کنی.

۱۰)چشمهای ما از بدو تولد همین اندازه بودند اما رشد دماغ و گوشها هیچ وقت متوقف نمی شوند.

۱۱)فیلها تنها حیواناتی هستند که نمی توانند بپرند.

۱۲)فورییه ۱۸۶۵ تنها زمانی بود که ماه کامل نشد.

۱۳)کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی i am است.

بهترین لحظات از نگاه چاری چاپلین اسطوره طنز


                                                           عاشق شدن

                                      آخرین امتحانت رو پاس کنی

                                آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

                      بعد از این که از مسافرت برگشتی ببیی ۱۰۰۰تا نامه داری

                            برای مسافرت به یک جای خوشگل بری

                                به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

                                از حموم که اومدی بیرون ببینی حوله ات گرمه

               کسی که معمولا" زیاد نمی بینیش ولی دلت می خواد ببینیش بهت تلفن کنه

            توی شلواری که که از سال گذشته تا حالا ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی

                              برای خودت توی آینه شکلک دربیاری و بهش بخندی

                         تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعت ها هم طول بکشه

                                                      بدون دلیل بخندی

                           بطور تصادفی بشنوی که یکی داره از شما تعریف میکنه

                     از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم میتونی بخوابی

                                     لحظات خوبی را با دوستانت سپری کنی

                               کسانی را که دوستشون داری رو  خوشحال ببینی

                         یک دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده

                                      عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

                      آهنگی رو گوش بدی که شخص خاصی را به یاد شما میاره

                                                عضو یک تیم باشی

                                  از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

                                            دوستای جدید پیدا کنی

                                وقتی اونو می بینی دلت هری بریزه پایین

                              یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره

 یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارای احمقانه ای کردن و بخندی ...بخندی و باز هم بخندی.

                                                              .

                                                              .

                                                              .

                                                              .

اینها بهترین لحظه های زندگی هستند قدرشونو بدونید

برخی اصطلاحات نوت‌بوك

برخی اصطلاحات نوت‌بوك

Cache :CPU Cache حافظه كوچكی است با سرعت زياد كه اطلاعاتی كه مورد مصرف زياد دارند را در خود ذخيره می‌كند.

Centrino:  تركيبی است از CPU، تراشه‌های برداصلی و ارتباط شبكه بی‌سيم كه در عين مصرف كمتر باتری و توليد حرارت كمتر، از سرعت بالايی نيز برخوردار است.

Sonoma: نوعی پردازنده Intel Centrino كه دارای 2MB Cache و BUS 533 است.

Dothan: نوعی پردازنده Intel Centrino كه دارای 2MB Cache و BUS 400 است.

Tablet PC: اين دستگاه نوعی نوت‌بوك به حساب می‌آيد كه دارای صفحه نمايش لمسی است و به كاربر اين امكان را می‌دهد كه بدون استفاده از صفحه كليد بتواند از اين دستگاه استفاده كند.

(Wi-fi(802.11:  مخفف Wireless Fidelity كه يك استاندارد شبكه بی‌سيم است و در بازه فركانس 2.4 الی 5 گيگاهرتز عمل كرده و دارای 3 استاندارد به شرح زير است:

802.11b با فركانس 2.4 GHz و با سرعت 11 MBPS كار می‌كند.

802.11g با فركانس 2.4 GHz و با سرعت 54 MBPS كار می‌كند.

802.11a با فركانس 5GHz و با سرعت 54 MBPS كار كرده و با b و g سازگار ولی پرهزينه است.

PCMCIA: يك شكاف استاندارد به اندازه كارت اعتباری است كه جهت اضافه كردن مودم، شبكه و ... به نوت‌بوك استفاده می‌شود.

Serial Advance Tech. Attachment) :SATA) جديدترين اينترفيس كه بعد از PATA آمده و مشكل ايجاد حرارت را ندارد و سرعت آن نيز از 133 Mbps در UATA به 150 Mbps و در مدل SATA2 به 300Mbps می‌رسد.

DVD :HD DVD با ظرفيت بالا است كه تصوير شفافتر، رنگ‌های واقعی‌تر، صدای ديجيتال و ظرفيت 45 گيگابايت را دارد. كمپانی‌های HP، Sanyo، NEC و Toshiba از آن استفاده می‌كنند.

Blu-ray: تكنولوژی جديد دی‌وی‌دی‌كه امكان پخش دی‌وی‌دی‌‌های با كيفيت بالا (HD) را می‌دهد. دارای ظرفيت 100 گيگابايت كه در آينده به 200 گيگابايت خواهد رسيد. كمپانی‌های پاناسونيك، سامسونگ، هيتاچی، دل، اپل، سونی از آن استفاده می‌كنند.

- HD DVD و Blu-ray جهت ذخيره فيلم‌های طولانی كه با دقت خيلی بالا توليد می‌شوند و تلويزيون های HD استفاده می‌گردند.

Core Duo: پردازنده جديد اينتل شامل دو هسته مركزی و يك پردازنده كه دارای سرعت بسيار بالا‌تر و مصرف كمتر باتری بوده و دارای 2MB Cache و BUS 667 است.

Core Solo: همان تكنولوژی Core Duo با اين تفاوت كه تك هسته‌ای می‌باشد.

 Truelife Briteview Truebrite Xbrite: تكنولوژی جديد صفحه نمايشگر است كه امكان نمايش با شفافيت بالا و رنگ‌های واقعی‌تر را می‌دهد.

 

پاک کردن پسورد BIOS کامپیوتر

پاک کردن پسورد BIOS کامپیوتر

یکی از بزرگترین مشکلاتی که کاربران با آن روبرو هستند مشکل فراموش کردن پسورد BIOS کامپیوتر است. چرا که با این کار دیگر امکان ورود به کامپیوتر را نخواهند داشت. معمولأ برای رفع این مشکل درآوردن باتری ساعت از روی مادربورد پیشنهاد میشود. اما این کار همیشه و هرجا قابل انجام نیست. چرا که ممکن است سیستم شخصی شما نباشد یا حتی دستگاه یک لپتاپ باشد. اما با استفاده از این ترفند شما به سادگی و تنها با تایپ یک دستور ساده پسورد ذخیره شده روی BIOS را کلأ محو میکنید! یقینأ چنین راهی را در هیچ جای دیگر نخواهید یافت! لازم به ذکر است این ترفند بر روی تمامی BIOS ها قابل انجام است و تفاوتی در نوع آن نمیکند.

برای این کار:

شما ابتدا نیاز به یک سی دی Bootable دارید. این نوع سی دی در هر مکانی یافت میشود. سی دی نصب ویندوز شما هم احتمال بسیار زیاد Bootable است.

همچنین میتوانید خودتان یک فلاپی بوتیبل بسازید.

مهم این است که شما به نوعی وارد خط فرمان شوید.

همچنین اگر DOS دارید میتوانید از آن استفاده کنید.

پس از ورود به خط فرمان با استفاده از هر یک از طرق بالا کافی است دستورات زیر را با دقت وارد نمایید:

کد:

DEBUG
- 0 70 71
- 0 71 72
- 0 72 73
- Q

 

 دقت کنید بعد از وارد کردن هر خط دکمه Enter را بزنید ، سپس خط بعدی را وارد کرده و مجدد Enter بزنید تا به خط پایان برسید.

اکنون پس از وارد کردن آخرین خط کار تمام است و شما میتوانید مطمئن باشید پسورد BIOS شما پاک شده است.

حال سیستم را Reset کنید و مشاهده کنید که دیگر پس از ورود به سیستم از شما پسوردی خواسته نمیشود.

راستی من اینو تست نکردم هنوز . اگه کسی تست کرد و جواب گرفت یا کلا سیستمش نابود شد اطلاع بده .

نکته های جالب ویندوز

در این قسمت به مطالب زیر پرداخته شده است.

1-کامپیوتر روشن هنگام رفتن برق

2-روشن کردن کامپیوتر در زمان دلخواه

3-اگر شما نیز از Error Reporting ویندوز خسته شده‌اید می‌توانید آن را غیرفعال كنید.

4-بالا بردن سرعت اینترنت با یک دستور کاملا ساده

5-افزایش سرعت اینترنت

6-روشن کردن کامپیوتر با دابل کلیک موس

برای مشاهده کامل متن به ادامه مطالب بروید...

ادامه نوشته

عضوی از بدن که سالی یک بار باید شسته شود!


 

آیا این عضو از بدنتان را می شناسید و چرا تنها سالی یک بار باید آن را شست؟

 

بسیاری از افراد عادت به تخلیه موم گوش خود دارند،این در حالی است که این ماده نیز به نوبه خود به سلامت بدن کمک می‌کند و تخلیه غیراصولی آن درد، خارش، شنیدن صدای زنگ در گوش و حتی کاهش شنوایی را در پی دارد.

 

موم گوش به وسیله مخلوطی از ترشحات غددی که در سراسر مجرای گوش قرار دارد،به اضافه مقداری سلول پوستی ورقه شده و تعدادی مو شکل می‌گیرد.خود این ماده به عنوان عاملی موثر جهت شستشوی گوش عمل می‌کند و به‌علاوه محافظ بخش‌های حساس مجرای گوش است و به نوعی مجرا را روان و چرب می‌کند.

 

به طور طبیعی مقدار بیش از اندازه این ماده به طور خودکار و بدون دخالت فرد،به کمک حرکات آرواره‌ای به سمت جلو حرکت کرده و از مجرا خارج می‌شود و این زمانی است که می‌توان این خرده‌های بیرون زده را به طور کامل تخلیه کرد.اما به شدت توصیه می‌شود که خود فرد به جستجوی این مواد زاید اقدام نکند و فقط آن مقداری که به طور خود به خود بیرون زده را پاک کند.البته باید گفت که اگر چه این ماده برای سلامت گوش خوب است ولی مقدار زیاد آن می‌تواند دردسر ساز باشد.

اما چگونه می‌توان مقدار اضافی این ماده را تخلیه کرد؟

 

تنها راه ممکن شستشوی گوش با آب است تا به این ترتیب موم اضافی تخلیه شود.همچنین توصیه می‌شود که پزشکان از بیمار خود راجع به سابقه یا پیشینه موم گوش خود سوال کنند.افرادی که از وسایل کمکی برای شنیدن استفاده می‌کنند باید به طور مرتب برای معاینه گوش و افزایش تدریجی موم گوش مراجعه کنند.این امر به حفظ عملکرد صحیح وسیله کمکی برای شنوایی کمک می‌کند.

 

توصیه می‌شود که فرد شخصا به کمک گوش پاک کن یا هر وسیله دیگر اقدام به زدودن موم اضافی نکند. افرادی که مستعد گرفتگی ناشی از موم گوش هستند باید هر ۶ تا ۱۲ ماه یکبار برای شستشو مراجعه کنند. عوارض ناشی از گرفتگی موم گوش می‌تواند دردناک و پیشرونده باشد و باعث عفونت و از دست دادن شنوایی شود.

شش اختراعی که باید از آنها ترسید


شش اختراعی که باید از آن ترسید

 ما در عصری زندگی می‌کنیم که هر روز خبری از یک اختراع یا اکتشاف مهم می‌شنویم و همگی این اختراعات برای مقاصد بشردوستانه طراحی شده‌اند اما باید از روزی ترسید که این اختراعات در مسیر غلط به کار گرفته شوند.
امیدواریم این یادداشت باعث ترس شما
نشود:

 1)بمب اتم

نخستین بمب اتمی،بمبی پلوتونیومی (از نوع
شکافتی) بود و در سال ۱۹۴۵میلادی در جریان جنگ جهانی دوم در آمریکا ساخته و در شانزدهم ژوئیهٔ ۱۹۴۵میلادی و در صحرای “آلاموگوردو” در “نیومکزیکو” آمریکا آزمایش شد. آمریکا تنها کشوری است که از بمب اتمی (شکافتی‌-‌ اورانیومی) در هیروشیما و )شکافتی‌– پلوتونیومی) در ناکازاگی استفاده نظامی کرده است. شوروی نیز به عنوان ابرقدرت شرق در سال ۱۹۴۹ دارای بمب اتمی شد.
همیشه ترس ار بمب اتمی گریبانگیر بشر بوده و
جنگ سرد بین دولت‌ها بر سر این بمب ادامه دارد همگی امیدواریم این سلاح از روی زمین محو شود.۲)ربات
ربات  دستگاهی مکانیکی برای انجام
وظایف گوناگون است. یک ماشین که می‌تواند برای عمل به دستورات گوناگون برنامه‌ریزی شود و یا یک سری کارهای ویژه انجام دهد. به ویژه آن دسته از کارها که فراتر از توانایی‌های طبیعی و سرشتی بشر باشند.
ما حتی روبات باعواطف نیز داریم اما این نکته
قابل ذکر است که تعداد ربات‌ها از تعداد نوع انسان بسیار کمتر است ولی‌ باید از روزی نگران بود که ‌ربات‌ها بیشتر از نوع بشر شوند.
فیلم‌های “ماتریکس″ و “نابودگر” را به یاد
آورید سینما اگرچه یک نشانه است اما همیشه خطر جنگ با روبات‌ها را یادآوری کرده است.

۳)مهندسی ژنتیک
مهندسی ژنتیک به مجموعه روش‌هایی گفته می‌شود که به منظور جداسازی، خالص‌سازی، وارد کردن و بیان یک ژن خاص در یک میزبان بکار می‌روند و نهایتا منجر به بروز یک صفت خاص و یا تولید محصول مورد نظر در جاندار میزبان می‌شود.
این علم ترسناک که قابلیت تلفیق ژن‌های مختلف
و تولید انواع موجودات عجیب و غریب را نیز دارد ممکن است سربازان شکست‌ناپذیر و مورچه‌های عظیم الجثه را تولید کند.

 ۴)بیوتکنولوژی (زیست فناوری)
زیست
‎فناوری را در یک تعریف کلی به کارگیری اندامگان یا ارگانیسم یا فرایندهای زیستی در صنایع تولیدی یا خدماتی دانسته‌اند و فنونی که از موجودات زنده برای ساخت یا تغییر محصولات، ارتقا کیفی گیاهان یا حیوانات و تغییر صفات میکروارگانیسم‎ها برای کاربردهای ویژه استفاده می‌کند.
همگان خاطره ذرت‌های بیوتکنولوژی را به خاطر
دارند که موجب چه فاجعه‌ای در آمریکا و مرگ صدها نفر شد.

(5 شتاب دهنده ذرات

دستگاهی است که در آن ذرّات باردار (مانند
: ذرات بنیادی، هسته اتم‌ها یا اتم‌های یونیزه شده، مولکول‌ها یا قسمت‌های مولکول) به وسیله میدان‌های الکتریکی یا مغناطیسی تا سرعت‌های بسیار زیادی شتاب‌داده می‌شوند. به طوری که سرعت بسیاری از آنها، حتی تا نزدیکی‌های سرعت نور می‌رسد.
انرژی جنبشی ذره در این حالت به این ترتیب،
به اندازه چندین برابر انرژی در حال سکون آن می‌باشد. این فناوری یکی از منابع انرژی در جهان آینده خواهد بود. تا اینجای کار خوب است اما اگر این انرژی از کنترل خارج شود می‌تواند موجب خسران بزرگی شود.

(6فناوری نانو

در واقع نانوفناوری فهم و به کارگیری خواص
جدیدی از مواد و سیستم‌هایی در این ابعاد است که اثرات فیزیکی جدیدی، عمدتا متاثر از غلبه خواص کوانتومی بر خواص کلاسیک، از خود نشان می‌دهند.
فناوری نانو کاربردهای گسترده‌ای در دانش‌های
گوناگون دارد که از موارد مهم آن می‌توان به کاربردهایش در پزشکی برای ساخت داروهای بدون اثرهای جانبی اشاره کرد که تنها بر یک بافت ویژه تاثیر می‌گذارند.
از انواع کاربردها می‌توان در ساخت نانو
جوراب‌ها ، نانو لوله‌های کربنی و … اشاره کرد و اگر این تکنولوژی در خدمت تولید یک دارو و یا ویروس سیاه بر ضد بشریت به کار گرفته شود باید واقعا از این اختراع ترسید.

استاد ، خدا و دانشجو...

استاد و خدا...

دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود.موضوع درس درباره ی خدا بود.

استاد پرسید:آیادر این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟کسی پاسخ نداد.

استاد دوباره پرسید:ایا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟دوباره کسی پاسخ نداد.

استاد برای سومین بار پرسید:آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد.

استاد با قاطعیت گفت:با این وصف ، خدا وجود ندارد.

دانشجو به هیچ وجه با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست تا صحبت کند.استاد پذیرفت.دانشجو از جایش برخاست و از همکلاسی هایش پرسید:

آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟ همه سکوت کردند.

آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟همچنان کسی چیزی نگفت.

آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟وقتی برای سومین بار کسی پاسخ نداد،دانشجو چنین نتیجه گیری کرد که استادشان مغز ندارد!( عجب دانشجوی جسوری!!فکر کنم حکمش اعدامه!!)

10 معجزه لبخند و خنده


 

  همین اول مطلبی یک لبخند بزنید و بعد 10 فایده لبخند را بخوانید و سعی کنید بعد از خواندن این مطلب هم لبخند را فراموش نکنید.

 

1 - لبخند جذابتان می‌کند. همه ما به سمت افرادی که لبخند می‌زنند، کشیده می‌شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می‌کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.                  

 

2 - لبخند حال و هوایتان را تغییر می‌دهد. دفعه بعدی که احساس بی‌حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می‌زند.                                                                               

 

3 - لبخند مسری است. لبخند زدن برایتان شادی می‌آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می‌کنید و اطرافیان را مانند آهن‌ربا به سمت خود می‌کشید.

 

4 - لبخند زدن استرس را از بین می‌برد. وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با این کار استرستان کمتر می‌شود و می‌توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.

 

5 - لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند. به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می‌شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. بالبخند زدن از ابتلا به آنفلوآنزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.

 

6 - لبخند زدن فشار خونتان را پایین می‌آورد. وقتی لبخند می‌زنید، فشار خونتان به طرز قابل توجهی پایین می‌آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.

 

7 - لبخند زدن اندروفین، سروتونین و مسکن‌های طبیعی بدن را آزاد می‌کند. تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می‌شود. می‌توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.

 

8 - لبخند زدن چهره‌تان را جوان‌تر نشان می‌دهد. عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می‌شوند، صورت را بالا می‌کشند، پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید. سعی کنید همیشه لبخند بزنید.

 

9 - لبخند زدن باعث می‌شود موفق به نظر برسید. به نظر می‌رسد افرادی که لبخند می‌زنند، اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می‌کنند.

 

10 - لبخند زدن کمک می‌کند مثبت‌اندیش باشید.

 

لبخند بزنید. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند، به یک مساله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می‌زنیم، بدن ما به بقیه بدن پیغام می‌فرستد که «زندگی خوب پیش می‌رود.» پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.

 

پس... همیشه لبخند بزنید

 

                       خواهی اگر قلب توروشن شود/پیش توعالم همه گلشن شود

 

                          در گذر از غصه وازاشک و آه /  خنده بکن از ته دل قاه قاه

 

                         خنده به قلب تو صفا میدهد/ خنده به چشم توحیامیدهد

 

                         خنده به روی تودهد آب ورنگ/می شوی اندربرمردم قشنگ

 

                        خندهبه هرلب که عیان میشود / گرکه بودپیر،جوان میشود

 

                          خنده کند دور ز تن درد را /  خنده کند سرخ ، رخ زرد را

 

                          فایده خنده بود بی شمار / زان بشوی شاد در این روزگار

 

                         ترک غم رفته و آینده کن / خنده کن و خنده کن و خنده کن



راز خلقت زن چیست؟


از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : چرا اين همه وقت صرف اين يکی می فرماييد ؟
خداوند پاسخ داد : دستور کار او را ديده ای ؟
او بايد کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستيکی نباشد.
بايد دويست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جايگزينی باشند.
بايد بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذاي شب مانده کار کند.
بايد دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جايش بلند شد ناپديد شود.
بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشيده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.
و شش جفت دست داشته باشد.
فرشته از شنيدن اين همه مبهوت شد.
گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟
خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نيستند. مادرها بايد سه جفت چشم هم داشته باشند.
-اين ترتيب، اين می شود يک الگوي متعارف برای آنها.
خداوند سری تکان داد و فرمود : بله.
يک جفت برای وقتی که از بچه هايش می پرسد که چه کار می کنيد،
از پشت در بسته هم بتواند ببيندشان.
يک جفت بايد پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!
و جفت سوم همين جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،
بتواند بدون کلام به او بگويد او را می فهمد و دوستش دارد.
فرشته سعی کرد جلوي خدا را بگيرد.
اين همه کار براي يک روز خيلی زياد است. باشد فردا تمامش بفرماييد .
خداوند فرمود : نمی شود !!
چيزی نمانده تا کار خلق اين مخلوقی را که اين همه به من نزديک است، تمام کنم.
از اين پس می تواند هنگام بيماری، خودش را درمان کند، يک خانواده را با يک قرص نان سير کند و يک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگيرد.
فرشته نزديک شد و به زن دست زد.
اما ای خداوند، او را خيلی نرم آفريدی .
بله نرم است، اما او را سخت هم آفريده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .
فرشته پرسيد : فکر هم می تواند بکند ؟
خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد .
آن گاه فرشته متوجه چيزي شد و به گونه زن دست زد.
ای وای، مثل اينکه اين نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در اين يکی زيادی مواد مصرف کرده ايد.
خداوند مخالفت کرد : آن که نشتی نيست، اشک است.
فرشته پرسيد : اشک ديگر چيست ؟
خداوند گفت : اشک وسيله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا اميدی، تنهايی، سوگ و غرورش.
فرشته متاثر شد.
شما نابغه ايد ای خداوند، شما فکر همه چيز را کرده ايد، چون زن ها واقعا" حيرت انگيزند.
زن ها قدرتي دارند که مردان را متحير می کنند.
همواره بچه ها را به دندان می کشند.
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.
بار زندگی را به دوش می کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
وقتی مي خواهند جيغ بزنند، با لبخند مي زنند.
وقتی می خواهند گريه کنند، آواز می خوانند.
وقتی خوشحالند گريه می کنند.
و وقتی عصبانی اند می خندند.
برای آنچه باور دارند می جنگند.
در مقابل بی عدالتی می ايستند. وقتی مطمئن اند راه حل ديگری وجود دارد، نه نمی پذيرند.
بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هايشان کفش نو داشته باشند.
براي همراهی يک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.
بدون قيد و شرط دوست می دارند.
وقتی بچه هايشان به موفقيتی دست پيدا می کنند گريه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش می گيرند، می خندند.
در مرگ يک دوست، دل شان می شکند.
در از دست دادن يکی از اعضای خانواده اندوهگين می شوند،
با اينحال وقتی می بينند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.
آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستيد.
 قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد  زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و بوسيدن می تواند هر دل شکسته اي را التيام بخشد
کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است، آنها شادی و اميد به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو مي بخشند
زن ها چيزهای زيادی برای گفتن و برای بخشيدن دارند
خداوند گفت : اين مخلوق عظيم فقط يك عيب دارد
فرشته پرسيد : چه عيبی ؟
خداوند گفت : قدر خودش را نمی داند

عشق یعنی چه؟


شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست ؟

استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور اما در هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب بر گردی تا خوشه ای بچینی شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی بر گشت .

استاد پرسید: چه آوردی؟

و شاگرد با حسرت پاسخ داد: هیچ ! هر چه جلو می رفتم خوشه های پر پشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پر پشت ترین تا انتهای آن رفتم .

استاد گفت: عشق یعنی همین.

شاگرد پرسید پس ازدواج چیست؟

استاد اینگونه پاسخ داد که:  به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب بر گردی !

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی بر گشت .

استاد پرسید که چه شد؟

وشاگرد در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم ترسیدم که اگر جلوتر بروم این درخت بلند را از دست دهم.

و استاد به شاگرد گفت : آری ازدواج همین است.

به نظر شما خدا چه شکلیه؟


خدا چه شکلیه؟

پیش از اینها فکر می کردم خدا                 خانه ای دارد میان ابرها

           مثل قصر پادشاه قصه ها                         خشتی از الماس و خشتی از طلا

پایه های برجش از عاج و بلور                    بر سر تختی نشسته با غرور

ماه، برق کوچکی از تاج او                         هر ستاره، پولکی از تاج او

اطلس پیراهن او، آسمان                          نقش روی دامن او، کهکشان

رعد و برق شب، طنین خنده اش               سیل و طوفان، نعره توفنده اش

دکمه پیراهن او، آفتاب                              برق تیغ و خنجر او، ماهتاب

   هیچ کس از او آگاه نیست                         هیچ کس را در حضورش راه نیس

پیش از اینها خاطرم دلگیر بود                    از خدا در ذهنم این تصویر بود

آن خدا بی رحم بود و خشمگین                خانه اش در آسمان، دور از زمین

بود، اما در میان ما نبود                           مهربان و ساده و زیبا نبود

در دل او دوستی جایی نداشت                 مهربانی هیچ معنایی نداشت

هر چه می پرسیدم، از خود، از خدا            از زمین، از آسمان، از ابرها

زود می گفتند: این کار خداست                 پرس و جو از کار او کاری خطاست

هر چه می پرسی، جوابش آتش است       آب اگر خوردی، عذابش آتش است

تا ببندی چشم، کورت می کند                  تا شدی نزدیک، دورت می کند

کج گشودی دست، سنگت می کند            کج نهادی پا، لنگت می کند

تا خطا کردی، عذابت می کند                    در میان آتش، آبت می کند


با همین قصه، دلم مشغول بود                 خوابهایم، خواب دیو و غول بود

خواب می دیدم که غرق آتشم                  در دهان شعله های سرکشم

در دهان اژدهایی خشمگین                     بر سرم باران گرز آتشین

محو می شد نعره هایم، بی صدا              در طنین خنده خشم خدا

         نیت من، در نماز و در دعا                         ترس بود و وحشت از خشم خدا

هر چه می کردم، همه از ترس بود             مثل از بر کردن یک درس بود

 مثل تمرین حساب و هندسه                     مثل تنبیه مدیر مدرسه

 تلخ، مثل خنده ای بی حوصله                   سخت، مثل حل صدها مسأله

  مثل تکلیف ریاضی سخت بود                   مثل صرف فعل ماضی سخت بود

تا که یک شب دست در دست پدر             راه افتادم به قصد یک سفر

در میان راه، در یک روستا                        خانه ای دیدیم، خوب و آشنا

زود پرسیدم: پدر، اینجا کجاست؟              گفت: اینجا خانه خوب خداست!

گفت اینجا می شود یک لحظه ماند           گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند

با وضوئی، دست و رویی تازه کرد              با دل خود، گفتگویی تازه کرد

گفتمش: پس آن خدای خشمگین             خانه اش اینجاست؟ اینجا، در زمین؟

گفت: آری، خانه او بی ریاست                  فرشهایش از گلیم و بوریاست


مهربان و ساده و بی کینه است                 مثل نوری در دل آئینه است

عادت او نیست خشم و دشمنی               نام او نور و نشانش روشنی

خشم، نامی از نشانیهای اوست              حالتی از مهربانی های اوست

قهر او از آشتی، شیرین تر است                مثل قهر مهربان مادر است

دوستی را دوست، معنی می دهد            قهر هم با دوست، معنی می دهد

هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست         قهری او هم نشان دوستی است


تازه فهمیدم خدایم، این خداست              این خدای مهربان و آشناست

دوستی، از من به من نزدیکتر                  از رگ گردن به من نزدیکتر

آن خدای پیش از این را باد برد                 نام او را هم دلم از یاد برد


آن خدا مثل خیال و خواب بود                  چون حبابی، نقش روی آب بود

می توانم بعد از این، با این خدا               دوست باشم، دوست، پاک و بی ریا

می توان با این خدا پرواز کرد                   سفره دل را برایش باز کرد

می توان درباره گل حرف زد                    صاف و ساده، مثل بلبل حرف زد

چکه چکه مثل باران راز گفت                  با دو قطره، صد هزاران راز گفت

می توان با او صمیمی حرف زد               مثل یاران قدیمی حرف زد

می توان تصنیفی از پرواز خواند               با الفبای سکوت، آواز خواند

می توان مثل علفها حرف زد                   با زبانی بی الفبا حرف زد

می توان درباره هر چیز گفت                   می توان شعری خیال انگیز گفت

مثل این شعر روان و آشنا                       تازه فهمیدم خدایم این خداست

این خدای مهربان و آشناست                  دوستی از من به من نزدیکتر

                             از رگ گردن به من نزدیکتر

داستان عشق...

پیرمردی صبح زود از خانه‌اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می‌شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند: باید ازتو عکسبرداری شود تا جایی از بدنت آسیب ندیده باشد. پیرمرد غمگین شد و گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیلش را پرسیدند.

پیرمرد گفت....زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می‌روم و صبحانه را با او می‌خورم. نمی‌خواهم دیر شود!پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می‌دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی‌شناسد! پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می‌روید؟ پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من که می‌دانم او چه کسی است...!

توصيه هايی براي درمان كم رويی


توصيه هايی براي درمان كم رويی

سه نسل: والدين به عنوان محبوب ترين و موثرترين الگوي رفتاري، در تعليم و تقويت مهارت هاي اجتماعي و همچنين پديدآوري كم رويي در فرزندان به طور جدي سهيم هستند.
                   
زهرا پري نوش روانشناس در گفتگو با باشگاه خبرنگاران به عوامل كم رويي و راه هاي درمان آن اشاره كرده است.

* چه عوامل در كم رويي موثر هستند؟

روابط نادرست بين فردي و سازش نايافتگي هاي اجتماعي در مراحل رويه رشد كه در خانه و مدرسه رخ مي دهد باعث كم رويي افراد مي شود.

در اين باره كمتر مي توان به زمينه هاي ارثي اشاره كرد زيرا كودكان كم رو عموما متعلق به والديني هستند كه خودشان هم كم رو هستند.

از ديگر موارد پيدايش كم رويي مي توان به ترس از برقراري ارتباط و همچنين تجارب اوليه كودكي اشاره كرد.

در اين ميان الگوي رفتاري بزرگسال، فيلم ها و برنامه هايي كه از رسانه ها پخش مي شوند نحوه و ميزان ارتباط عاطفي، كلامي و اجتماعي فشارهاي اجتماعي، محروميت ها و آسيب هاي اجتماعي، ناسازگاري شغلي از ديگر موارد هستند كه كم رويي را در پي دارند.

* والدين در ايجاد كم رويي چه تاثيري دارد؟

قطعا تربيت اجتماعي كودكان به عهده والدين است و توجه خاص والدين به مباني تربيت اجتماعي و تقويت مهارت هاي ارتباطي از اساسي ترين مسائل در پيشگيري و درمان كم رويي است. در تربيت اجتماعي پرورش مهارت هاي ارتباطي، پيشگيري از معلوليت اجتماعي به ويژه در درمان كم رويي بيشترين مسئوليت بر عهده والدين است. والدين موثرترين الگوي رفتاري در تعليم و تقويت مهارت هاي اجتماعي و يا پديدآوري كمرويي در ايشان به طور جدي سهيم هستند زيرا بچه ها به طور مستقيم و غير مستقيم از الگوي رفتاري بزرگسال تاثير مي گيرد.

* افزايش عزت نفس چه تاثيري در مقابله با كم رويي دارد؟

پايه ريزي عزت نفس از مهمترين ويژگي هاي درمان كم رويي است افرادي كه عزت نفس بالايي دارند ارزش مثبتي بر خود قائل اند و احساس امنيت و آرامش خاطر را درون خود بوجود مي آورند در صورتي كه فرد با عزت نفس پايين منفعل تر، ترغيب پذيرتر و داراي محبوبيت كم تر هستند اين گونه افراد نسبت به انتقاد منفي به شدت حساس اند و هر گونه انتقادي را نابسندگي تلقي مي كنند زود رنجي از ويژگي هاي بارز اين گونه افراد است به اين گونه افراد پيشنهاد مي شود كه عزت نفس خود را افزايش دهند.

* چه راه هايي را براي افزايش عزت نفس پيشنهاد مي كنيد؟

به اين افراد پيشنهاد مي شود كه الگوي مناسبي را به عنوان ايده آل انتخاب كنند و در اين ميان بايد توجه داشته باشند با تمركز بر الگوي هاي نامناسب براي انجام مقايسه موجبات دلسردي را فراهم مي آورد و احساس حقارت را در خود تشديد مي كنند نكته اي كه بايد توجه داشت اين است كه حد تاثير پذيري از ديگران را تعيين كنند.

* در پايان چه توصيه اي به افراد كم رو داريد؟

شناخت نقاط ضعف و قوت، برنامه ريزي بر اساس اهداف تفكر مثبت به خود و بالا بردن عزت نفس راه هايي است كه به افراد كم رو پيشنهاد مي شود از طرفي ممكن است داراي شخصيت كمرويي نباشند و تنها در چند موقعيت خاص دچار كم رويي شوند كه توصيه مي شود اين موقعيت ها را شناخته و روش هاي لازم در جهت كاهش كمرويي در اين موقعيت ها را بيابند.

اسم شما چه رنگیه ؟!

اسم شما چه رنگیه ؟!

به گفته ی روانشناسان همه ی ما به نحوی تحت تاثیر رنگها هستیم و خود واقعیمون رو با این رنگها نشون می دیم.برای اسم هر فرد رنگ مخصوصی وجود داره که می تونه بر زندگیش تاثیر بذاره.اینکه شما بدونید برای اسمتون رنگ مخصوصی وجود داره و می تونید راز شخصیتی خودتون رو از لابلای اون پیدا کنید می تونه بسیار جالب باشه؛پس به موارد زیر به ترتیب ذکر شده کاملا توجه کنید :

 

برای اینکه با چگونگی موضوع آشنا بشید یه مثال میزنم :

اسم و فامیل خودتون رو روی برگه ی کاغذ بنویسید تا بر اساس حروف و اعداد ذکر شده در بالا

برای هر کودوم،به رنگ مربوطه دست پیدا کنید؛مثال:

مهدی قاسمیان

م4 ه8 د4 ی3 ق8 الف1 س1 م4 ی3 الف1 ن5

حالا اعداد رو با هم جمع می کنیم: 42=4+8+4+3+8+1+1+4+3+1+5

باز دوباره این دو عدد رو با هم جمع میکنیم: 6=2+4

عدد شش مربوط به رنگ نیلی هست.اگه عدد بدست اومده از 9 بیشتر بود،

باز دوباره اون دو عدد رو با هم جمع کنین.

حالا میتونین مشخّصات خودتون رو بخونین...


صورتی

دارای قدرت جسمی بالایی هستید.به خاطر اراده ی بالایی که دارید می توانید رؤیاهایتان را به راحتی به واقعیّت تبدیل کنید.با مسؤلیتها به راحتی کنار می آیید و می توانید دیگران را در حلّ مشکلاتشان راهنمایی کنید.از نظر عاطفی فردی قوی و عمیق هستید.صمیمیت بیش از اندازه با دیگران برایتان سخت است.

قرمز

بسیار جاه طلب بوده و گاهی برای رسیدن به اهداف خود ممکن است از دیگران نیز مایه بگذارید. قرمز رنگ حیات و جسارت است.همیشه تلاش دارید که آشکارا به فعّالیت بپردازید و مورد توجّه قرار بگیرید.بسیار خونگرم هستید و به سادگی تحریک می شوید.ممکن است در اوج شادی نیز ناگهان و با کوچکترین بهانه ای اخمهایتان در هم رفته و به لاک خود فرو بروید.باید سعی کنید که از انرژی فوق العادّه تان در جهت مثبت استفاده کنید.


زرد

بسیار تیز هوش هستید.شخصیتی بسیار خوش بین و فعّال دارید.هرگز در ابراز آنچه می خواهید بر زبان بیاورید،کم نمی آورید.به خاطر زنده دلی،ابتکار و مستعد بودنتان،در برقراری ارتباطی خوب با دیگران،همیشه دور و برتان پر از دوستان مختلف خواهد بود.با وجودی که روحیه ی بسیار شادی دارید،هرگز احساس رضایت نخواهید کرد؛مگر اینکه شادی هایتان را با دیگران تقسیم کنید.تنها ایرادی که ممکن است داشته باشید قدرت تخیّل و تجسّم بیش از اندازه تان است که گاهی شما را در خود غرق می کند.اگر نتوانید انرژی و توانتان را در مسیر درستی هدایت کنید، در آخر خواهید دید بیشتر کارهایی که با هدفی مشخّص شروع کرده اید،ناتمام مانده اند.


طلایی

در هر چیزی،فقط حدّ بالای آن می تواند رضایت خاطر شما را برآورده کند.از طرف دیگر،رفتار و کلامتان چنان جذّابیتی دارد که به ندرت ممکن است کسی با شما آشنا شود ولی شیفته تان نشود!دانش و آگاهی شما نسبت به زندگی غیر قابل توصیف است.به هر چیزی با خوش بینی زیاد نگاه می کنید.می توانید معلّم خوبی باشید و تمام تجربیاتتان را به دیگران نیز انتقال دهید. شرایط منفی را می توانید به بهترین موفّقیّت ها تبدیل کنید.


نیلی

زندگی شما بیشتر به زندگی عارفان شباهت دارد.با عشق و علاقه ای که به پاکی و زیبایی های دنیا دارید،می توانید توان و شادی فوق العادّه ای به افراد افسرده ببخشید.علاوه بر روحیه و شخصیت نوع دوست و انسان پروری که دارید،از یک حسّ ششم بسیار قوی برخوردارید که از این طریق نیز می توانید به راحتی از مشکلات مردم با خبر شوید.


سبز

برای شما خیلی مهم است که برنامه ی روزانه داشته باشید.نظم و انضباط برای شما اهمّیّت ویژه ای دارد.به ندرت ممکن است زندگیتان آشفته و بی هدف باشد.دیگران اغلب برای گرفتن راهنمایی های جدّی نزد شما می آیند.برای حلّ مشکلات دیگران به شدّت حرص می خورید.تکامل شخصیتی برایتان بسیار حائز اهمّیّت است و برای وسعت بخشیدن به دانش خود هرگز از آموختن دست بر نمی دارید.ترجیح می دهید به جای از شاخه ای به شاخه ی دیگر پریدن،روی هدف ثابتی به فعّالیّت بپردازید.


بنفش

عاشق کند و کاو و جستجو در عمق هر پدیده هستید و شاید هم به همین دلیل،عشق به علوم ماوراءالطّبیعه در شما به حدّ کافی رشد کرده است.این باعث شده به رشته هایی چون فلسفه روی آورید.هیچ اتبفاقی را به راحتی قبول نمی کنید مگر آنکه خودتان شخصا آن را تجربه کرده باشید.برای حلّ مشکلات نیز راه حل را در درون خود می جویید.عاشق تنهایی هستید و هماهنگ شدن با دیگران کمی برایتان مشکل است.


آبی

به احتمال قوی،دیگران شما را شخصی بدون تعارف و غیر تشریفاتی می دانند و شاید هم به همین دلیل برایشان جالب توجّه هستید.آزادی برایتان ارزش زیادی دارد و هرگز نمی توانید در محیطی کار کنید که به شما تحکم می شود و یا زیر نظر قرار دارید.اگر این همه دنبال تنوبع هستید،به این دلیل است که اعتقاد زیادی به حقیقت دارید و برای همین زندگی با تمام مشکلات و سختی هایش برای شما ارزشی فوق العادّه دارد.


نارنجی

شوخ طبعی و بذله گویی بخصوصی را که به ارث برده اید،باعث شده محبوب دیگران باشید.دیگران از بودن با شما لذّت برده و انرزی مثبت می گیرند.سعی می کنید همیشه لیوان را از نیمه ی پر آن ببینید و با بذله گویی خاصّ خود،محیط را برای انجام کاری مثبت فراهم سازید. آماده ی کمک به دیگران هستید.

تست خودشناسی آیا سلامت روح و روان دارید یا نه ؟!!!


تست خودشناسی آیا سلامت روح و روان دارید یا نه ؟!!!

 

با دادن جواب خیر به سوالات یک تا یازده میتوانید یک امتیاز به خود بدهید.


1-اگر درملاءعام گریه کنیداحساس گناه میکنید؟
2-به نظر شما مردان باید گریستن خود را پنهان کنند؟
3-ایا فکر میکنید گریه نشانه ضعف است ؟
4-اگر درحال تماشای فیلم یاخواندن کتاب گریه کنید خجالت میکشید ؟
5-آیا درمراسم کفن ودفن سعی میکنید جلوی گریه تان را بگیرید؟
6-اگر سیاستمداری درملاء عام گریه کند به او اعتماد نمیکنید؟
7-آیا همیشه سعی میکنید یاس و نا امیدی خودرا پنهان نگهدارید ؟
8-به نظرتان گریه بروزغیر ضروری عواطف است ؟
9-آیا ازدیدن گریه مرد بزرگسالی خجالت میکشید؟
10-اگر درحال گریه کسی شما را به طور غیر منتظره ببیند وانمود میکنید شی خارجی وار چشمتان شده است ؟
11آیا همیشه سعی میکنید خشم خود را پنهان نگهدارید؟


با دادن جواب بله به سوالات 12الی30یک امتیاز به خود بدهید.


12-آیا مایلید دلائل خشم تان را پنهان کنید؟
13-آیا کنترل خشم خودرا از دست میدهید؟
14-آیا تابحال خشمتان شمارا دچار مشکلی کرده است ؟
15-آیا براین باور هستید که رهایی ازخشم برایتان مفید است؟
16-اگر درحال گریه باشید به دیگران اجازه میدهید تا شمارا آرام کنند؟
17-آیا به راحتی عصبانی میشوید؟
18-آیا کسی را که دوستش دارید روزانه حداقل یک بار می بینید؟
19-آیا از ابراز محبت خشنود میشوید؟
20-آیا بادیدن نوزادی بازهم احساس خشم به شما دست میدهد؟
21-آیا دست کسی را که به او اهمیت میدهید با خوشخالی میگیرید؟
22-آیااز اینکه شمارا ماساژبدهند احساس رضایت میکنید؟
23-آیا مرتب احساساتان را نسب به کسی که دوستش دارید بیان میکنید؟
24-آیاتابحال حیوان خانگی داشته اید که به آن علاقه وافری داشته باشید؟
25-اگر کسانی که دوستشان دارید به شما ابراز علاقه کنند خوشحال میشوید؟
26-وقتی مشغول تماشای فیلم کمدی هستید باصدای بلند می خندید؟
27-هنگام شنیدن موسیفی آیا پای خودرا ملایم به زمین می کوبید؟
28-درکنسرت ها و مسابقات ورزشی یاغیره معمولا اخرین کسی هستید که دست میزنید؟
29-اگر به تماشای مسابقات بروید یا بازیکنان یا قهرمانان را با صدای بلند تشویق میکنید؟
30-آیا میتوانید آخرین باری راکه واقعا خندیده و خوشحال شده اید بیادآورید؟

 

 

جواب تست

۱7الی30 امتیاز
نگرش شما نسبت به عواطف و احساسات سالم است از اینکه گاهی اوقات احساس خودرا نشان بدهید خجالت نمیکشید بدون شک سلامتی بهتری نیز خواهید داشت احتمالا شما میتوانید مشاور اجتماعی خوبی باشید

8الی16 امتیاز
شما میدانید احساسات خودرا نشان بدهید اما بازهم بعضی اوقات درمواقعی که باید آنها را بروز بدهید برایتان مشکل است بایدآمادگی داشته باشید تا گاهی عواطفتان را بیشتر نشان بدهید وقتی غمگین هستید اجازه بدهید تا اشگهایتان سرازیر بشوند وقتی خشمگین هستیدآنرا بروز بدهید وفتی خوشحالید بگذارید لبخندی بر لبهایتان نقش ببندد با این اعمال با کمال تعجب خواهید دید که به سلامتی جسمی و روانی تان کمک زیادی کرده اید

7امتیاز یا کمتر

به احتمال زیاد شما فردمضطرب و نگرانی هستید واقعا نیاز دارید که به عواطفتان اجازه جریان یافتن به بیرون را بدهید درواقع اشکالی ندارد که دیگران بدانند شما چه احساسی دارید هر چه بیشتر سعی کنید جلوی روندطبیعی احساسات را بگیرید احتمال بیشتری وجودخواهد داشت که به سلامتی شما آسیب وارد بشود به همین دلیل شمامشاوراجتماعی خوبی نخواهید بود پس از این کار دوری کنید.

 

رازهايی درمورد چهره و خصوصيات اخلاقی

رازهايی درمورد چهره و خصوصيات اخلاقی

شخصيت ما قبل از هر جاي ديگري روي صورتمان بروز پيدا مي‌كنند. حالات و تغييرات چهره، هرچند جزئي و خفيف، پيام شفاف، سريع و كارآمدي است كه مي‌تواند يك زبان جهاني هم باشد، به شرطي كه شما بتوانيد حالات چهره‌هاي مختلف را تشخيص بدهيد و بدانيد كه هر چهره‌اي چه چيزي مي‌گويد. دانستن اين نكات از بهترين ابزارهاي برقراري ارتباط با ديگران است.

ادامه نوشته

همه چیز در مورد، VPN !!!

همه چیز در مورد، VPN (چیست؟)

VPN چيست؟ (بخش اول)

VPN ، نظري و عملي

برقرار كردن امنيت براي يك شبكه درون يك ساختمان كار ساده اي است . اما هنگامي كه بخواهيم از نقاط دور رو ي داده هاي مشترك كار كنيم ايمني به مشكل بزرگي تبديل مي شود . در اين بخش به اصول و ساختمان يك VPN براي سرويس گيرنده هاي ويندوز و لينوكس مي پردازيم .


بقیه ادامه مطالب...

ادامه نوشته